محمدحسين ناصر الشريعه

242

تاريخ قم ( فارسى )

گرد خذلان خاك از آن بر صفه مانى فشاند * خط بطلان ، چرخ از اين برنامهء آزر كشيد هر طرف كاخى منقش تا به كيهان در فزود * هر طرف قصرى مصور سر به كيوان بركشيد اشعار كتيبهء شاه‌نشين مدرسه كه فعلا كتابخانه است يا رب اين چرخ است يا عرش برين * يا همايون قصر داراى زمين زائران را از صرير آمد درش * نغمهء اهلا و بانگ آفرين ساكنان را از صدا باشد خمش * بربط ناهيد و چنگ رامتين گشته از نقش در و ديوار آن * نقش بر ديوار نقاشان چين كبك و بازش را جناح اندر جناح * گرگ و پيلش را سروى اندر سرين نه جدال آن به اين از روى قهر * نه نبرد اين به آن از راه كين خرم و خندان به باغش نسترن * تازه و ريّان براغش ياسمين نه زيان از غارت گلچين بر آن * نه ضرر از آفت بهمن بر اين چرخ زنگارى به شنگرف سرشك * از غم زنگار و شنگرفش قرين نش تيغش شبر شادروان او * همچو سگ دم لابه كش شير عرين آن شرف دارد كه دارد از شرف * عرش بر خاك جناب او جبين آن خطر دارد كه دارد از خطر * دست رضوان آستانش ز آستين * روضهء معصومه كامد منهدم * كردش اينك غيرت خلد برين « 1 » گنبدى افراختش از زرّ ناب * كاسمان از غيرتش باشد حزين از غم زرينّه خشتش آفتاب * هر سحرگه گشت خاكسترنشين هم در آن بنياد كرد اين مدرسه * كز غمش فردوس باشد در انين صحنش از دلكش حدائق چون بهشت * حجره‌ها چون حجله‌هاى حور عين هم بر كنى زان فلك‌فرسا مكان * ز امر آن داراى اسكندر مكين اين همايون قصر دلكش شد بنا * كاسمان بر آستان سودش جبين الغرض چون ز امر آن صاحبقران * با زمين اين آسمان آمد قرين زد صبا از بهر تاريخش رقم : * « كآسمان ديگر است اين سرزمين » ( 1237 )

--> ( 1 ) - [ قسمتى ديگر حذف شد . ]